سفارش تبلیغ
صبا ویژن

باقر نیوز


قرآن
نهج البلاغه
صحیفه سجادیّه
دفتر حفظ و نشر
دفتر مقام معظم رهبری
قوه قضائیه
شورای نگهبان
مجلس شورای اسلامی
ریاست جمهوری
بلاگفا
ایرنیک
مشخصات دامنه ها
قاسم روانبخش
کیهان
پرتو سخن
طنز دکتر سلام
قانون اساسی
وبلاگ اصولگرا
چمیل ایران
خبرگزاری فارس
بی باک
رجانیوز
یزد رسا
یزد امروز
یزد فردا
بسیج پیشکسوتان
ساعت و تقویم
خبرگزاری تقریب
یزد بانو
سردار خیبر
آثار آیت الله مصباح یزدی
گوگل
پارسی جو
کلوپ
فیس نما
سایت پیوندها
اظهار نامه مالیات بر ارزش افزوده
فتن
سمن
توفان
گلچینه
تامین اجتماعی نیروهای مسلح
لیست بیمه
فیش حقوق
سایت محمد صالح جوکار
وطن امروز
تریبون
مرابطون
فیروزی
راز قطعنامه
نهم دی
شبکه اصلاع رسانی دانا
افسران جوان
یزد آوا
خوانده شده ها
اطلاع رسانی پرونده قضایی
برج نیوز
میبد ما
نشریه خط حزب الله
صراط نیوز
عصر سیاست
خبرگزاری تسنیم
وبسایت کریمی قدوسی
ثبت نام زائران پیاده اربعین
نسیم آنلاین
تقویم نجومی
مسافت یاب
نتایج آزمون فنی حرفه ای
سید ابراهیم رئیسی
پیشگامان
صدا و سیما
سازمان امور مالیاتی
بنیاد ملی نخبگان
ثبت اختراع
راه راستی گفتگو با...
پارس دهملا
ایتا
ایران معاصر
بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم
سینما مارکت
ایتا
بازتاب برنا
مرکز مالکیت معنوی
سامانه ثنا
سامانه بام بانک ملی

     در اندیمشک به ما گفتند جاده اهواز در منطقه شوش در تیر رس دشمن است و شما باید برای اطمینان خاطر از مسیر دزفول به اهواز بروید. اما با توجه به اینکه راهمان خیلی دور می شد این کار را نکردند. البته ماشینهای دیگر نظامی وً شخصی می رفتند ولی برای اتوبوس می گفتند بهتر است نرود زیرا اثابت گلوله به اتوبوس تلفات جانی بیشتری داشت. نزدیکیهای غروب بود که به شوش رسیدیم. صدای گلوله توپ از دور شنیده می شد بعضی از بچه ها حسابی هول برداشته بودند. و بیم این وجود داشت که یک وقت گلوله به جاده زده شود. در کنار جاده مواضع خاکی تکی برای استقرار خودروهای نظامی و تانک ایجاد شده بود که غالباً خالی بود. یک وقت آقای فتوحی لب به سخن گشوده و برای توجیه برادران گفتند این موضعها را که می بینید برای دشمن است و الآن ما در پنجاه متری دشمن قرار داریم!! بعضی از بچه ها باورشان شده و ترسشان بیشتر شد و تعجب از این داشتند که چرا ما را نمی زنند!! بعد کم کم متوجه شدند که این یک شوخی بود. بارگاه حضرت دانیال را از دور به ما نشان دادند و برای اولین بار به آن حضرت سلام کردیم. از شوش که عبور کردیم نگرانی کمتر شد زیرا از دشمن دور می شدیم. به هفت تپه رسیده و پس از آن به اهواز آمدیم. اما اهواز هم زیر آتش توپخانه دشمن بود زیرا دشمن در 10 کیلومتری جاده اهواز خرمشهر مستقر شده بود. شهر بسیار خلوت بود ما با عبور از میدان چهار شیر به طرف جاده اهواز آبادان رفته و شب هنگام 2/10/59 در مقر گلف پیاده شدیم.


ارسال شده در توسط باقر نیوز