سفارش تبلیغ
صبا ویژن

باقر نیوز


قرآن
نهج البلاغه
صحیفه سجادیّه
دفتر حفظ و نشر
دفتر مقام معظم رهبری
قوه قضائیه
شورای نگهبان
مجلس شورای اسلامی
ریاست جمهوری
بلاگفا
ایرنیک
مشخصات دامنه ها
قاسم روانبخش
کیهان
پرتو سخن
طنز دکتر سلام
قانون اساسی
وبلاگ اصولگرا
چمیل ایران
خبرگزاری فارس
بی باک
رجانیوز
یزد رسا
یزد امروز
یزد فردا
بسیج پیشکسوتان
ساعت و تقویم
خبرگزاری تقریب
یزد بانو
سردار خیبر
آثار آیت الله مصباح یزدی
گوگل
پارسی جو
کلوپ
فیس نما
سایت پیوندها
اظهار نامه مالیات بر ارزش افزوده
فتن
سمن
توفان
گلچینه
تامین اجتماعی نیروهای مسلح
لیست بیمه
فیش حقوق
سایت محمد صالح جوکار
وطن امروز
تریبون
مرابطون
فیروزی
راز قطعنامه
نهم دی
شبکه اصلاع رسانی دانا
افسران جوان
یزد آوا
خوانده شده ها
اطلاع رسانی پرونده قضایی
برج نیوز
میبد ما
نشریه خط حزب الله
صراط نیوز
عصر سیاست
خبرگزاری تسنیم
وبسایت کریمی قدوسی
ثبت نام زائران پیاده اربعین
نسیم آنلاین
تقویم نجومی
مسافت یاب
نتایج آزمون فنی حرفه ای
سید ابراهیم رئیسی
پیشگامان
صدا و سیما
سازمان امور مالیاتی
بنیاد ملی نخبگان
ثبت اختراع
راه راستی گفتگو با...
پارس دهملا
ایتا
ایران معاصر
بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم
سینما مارکت
ایتا
بازتاب برنا
مرکز مالکیت معنوی
سامانه ثنا
سامانه بام بانک ملی

 بسمه تعالی

چند کلمه حرف حساب در مورد تورم و گرانی

     این روزها گرانی و تورم موضوعی است که نقل محفل ها شده و اظهار نظرهای کارشناسی و غیر کارشناسی با گرایش سیاسی و بدون گرایش سیاسی مطرح می شود. اما آنچه مسلم است تورم واقعیتی است که هر از چند گاه دامن مردم و دولتها را می گیرد. و این چیزی نیست که مربوط به این زمان باشد و از گذشته های دور و نزدیک بعضی از کالاها به دلایلی رشد جهشی داشته. شاهد مثال افزایش بی سابقه قیمت قند و شکر حدود 104 سال پیش به واسطه جنگ روس و ژاپن- جنگ جهانی اول و دوم که موجب قحطی و افزایش شدید قیمتها در ایران شد. و تا پنجاه سال پیش افرادی به یاد دارند که عده ای برای رفع نیاز خود لانه مورچگان را نیز برای دستیابی به اندکی گندم خراب می کردند. .

      قبل از انقلاب اسلامی که به دوران ارزانی معروف هست یادمان نرفته که اکثراْ چوب قد به دست به قصابی می رفتند و کمتر کسی می توانست نیم کیلو گوشت به خانه ببرد و بر سر چربی بیشتر گرفتن هم دعوا می شد و در اواخر هم که اوضاع بهتر شده بود آن گوشتهای مردار متعفن کفنی که از زمان ذبح غیر شرعی آن 2 سال گذشته را باید می خریدیم و گوشت گوسفند گرم نایاب شده بود!!؟

     با پیروزی انقلاب اسلامی ایران استکبار جهانی و عوامل داخلی اش تلاش داشته و دارند که از طریق اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را به چالش بکشانند و همان ابتدا دیدیم که گروهکهای مدافع خلق ایران!! خرمنهای گندم را  به آتش کشیده و یا ارزاق عمومی را با پولهای خارجی به صورت انبوه خریداری و معدوم می کردند!!؟ بنا به نقل، آن زمان شهید بهشتی آن مجاهد فرهیخته موضوع جلسه 7تیر1360 را مقابله با تورمی تعیین کرده بودند که جامعه هنوز هیچ احساسی از آن نداشت. منافقین در جهت خدمت به استکبار جهانی با انفجار مهیب در آن جلسه، بهترین نخبگان ملت را به خاک و خون کشیدند .

     البته کارشناسان اقتصادی تورم یک رقمی را برای اقتصاد لازم دانسته و اگر نباشد رکود اقتصادی به دنبال داشته که مشکلش کمتر از تورم نیست. ولی تورم دو رقمی ایجاد مشکل می نماید بخصوص که اگر از 30 درصد فراتر رود، کنترلش بسیار مشکل می شود. نمونه اش را در دولت سازندگی داشتیم که تورم از یک رقمی به مرز 50 درصد هم رسید!! ولی مجدداْ و بخصوص در دولت فعلی سیر نزولی داشت و اراده این دولت  بر این بود و هست تا تورم را یک رقمی نماید. اما در سال جاری  به واسطه عواملی که جای بسی حرف و حدیث دارد  تورم به مرز 20 درصد نزدیک شده است. در این وضعیت که بعضی از کالاها همچون غلات و آهن متاثر از قیمتهای جهانی جهش داشته، بطوریکه امروز کشور عربستان که سالیان دراز قیمتها را ثابت نگه داشته بود مجبور به افزایش قیمتها تا 3 برابر هم شده است!! در این اوضاع عده ای با سوء استفاده، اغراض سیاسی خود را دنبال نموده و با سیاه نمایی و جنگ روانی ، واقعیتهای جهانی همچون افزایش قیمت نفت - افزایش بی سابقه قیمت غلات و عوامل مافیای داخلی را نیز پوشانده و همه تقصیرها را به گردن دولتی می اندازند که توانسته با امکانات محدود از ورود موج گرانی جهانی به کشور جلوگیری نماید.

     اگر همین افزایش قیمت نفت را که امروز چماقی بر سر دولت شده را بررسی کنیم واقعیت مقداری روشن می شود. براستی آیا افزایش قیمت نفت برای دولت اثر مثبت دارد یا منفی؟ بدیهی است که با گران شدن نفت، بلافاصله قیمت های جهانی هم در اکثر کالاها افزایش یافته و دولت به عنوان بزرگترین خریدار اقلام خارجی و داخلی باید آنها را نیز گرانتر بخرد!! این در حالی است که با بالا رفتن قیمت نفت، بودجه تخصیصی از طرف مجلس شورای اسلامی به دولت هیچ افزایشی نمی یابد!! و در آمد های مازاد از قیمت نفت باید در صندوق ذخیره ارزی واریز گردد و دولت حق برداشت از این صندوق را به هیچوجه ندارد. مگر اینکه مجلس شورای اسلامی برای مواردی خاص میزان برداشت را در طول سال مشخص کند. در این زمینه مجلس هفتم به لایحه دولت در خصوص برداشت از صندوق ذخیره ارزی برای افزایش ورود غلات (با توجه به خشکسالی و ...) و حتی جبران خسارتهای خشکسالی موافقت نکرد!!؟

     با این حساب آیا درست است دولت را که از ناحیه افزایش قیمت نفت خود نیز تحت فشار قیمتهای جهانی و به تبع آن داخلی است و بودجه تخصیصی به وی هم کافی نیست را مورد سرزنش قرار دهیم؟!! آقایانی که نفت 10دلار دولت گذشته و 100 دلار امروز را چماق کرده و بر سر این دولت می کوبند پاسخ دهند آیا قیمتهای جهانی هم ثابت مانده یا مانند نفت افزایش یافته است؟ اتفاقاْ به قول هواداران دولت گذشته،  نفت در مجلس آن زمان 16 دلار بسته شد و قیمتها بر اساس 16 دلار محاسبه گردید. اما نفت به 10 دلار تنزل کرد. در پی این رخداد قیمتهای جهانی هم کاهش یافت، ولی آن زمان سقف بودجه دولت هیچ کاهش نیافت. فلذا قدرت خرید دولت هم به واسطه کاهش قیمتها بالاتر رفت!! ولی مشکلی که ایجاد شد این بود که مازاد درآمدهای نفتی کمتر به صندوق ذخیره ارزی رفت و تعهدات مالی ایران به کشورهای خارجی به تعویق افتاد و یا به عهده دولت بعدی آمد. 

     اما در حال حاضر که نفت به قیمت فرض کنید 50 دلار در مجلس بسته شده و الآن که به 100 دلار یا بیشتر رسیده چه اتفاقی افتاده؟ اتفاق اول اینکه بلافاصله قیمتهای جهانی بالاتر رفته و دولت برای خریدهای خود محتاج دلار بیشتری است و اتفاق دوم هم این است که تا کنون مجلس اجازه نداده که دولت دلاری بیشتر از آنچه برایش مشخص شده برداشت نماید. لذا فرق بین این زمان و دولت گذشته این است که: آن موقع اکثر در آمد نفتی نصیب دولت می شد و آنچنان چیزی برای صندوق ذخیره ارزی باقی نمی ماند، ولی الآن اکثر درآمدهای نفتی به صندوق ذخیره ارزی می رود و به دست دولت همان سهم مشخص می رسد. فلذا با توجه به افزایش قیمتهای جهانی قدرت خرید دولت هم به مراتب کاهش یافته!! این وضع را اگر با پدیده  بی سابقه خشکسالی و جنگ روانی دشمنان و عوامل داخلی شان مبنی بر ایجاد گرانی های کاذب و ساختگی به جهت رسیدن به اهداف حزبی، و زود باوری عده ای که شایعات را قوت می بخشند، (شایعات سازمانی گذشته چون کمبود ساختگی نمک، با ادعای بمباران کوههای نمک یزد توسط صدام (1360) !!؟ که شهید صدوقی در برابر این گونه شایعات موضعگیری میکردند و امروز برای چای و قند و...) متوجه می شویم دولت در چه شرایطی کشور را اداره می نماید. و نفت100 دلار و بیشتر نه اینکه مشکلی را حل نکرده بلکه بر مشکلات افزوده است و این مجلسیان هستند که (بدور از حب و بغض های حزبی و گروهی،) باید فکر و ذکر خود را متوجه این کنند که این دلارهای مازاد نفتی را چگونه وارد چرخه اقتصاد کنند که نیازها رفع و کاهش تورم را نیز به دنبال داشته باشد. و این نسخه که فعلاْ این دلارها در بانکهای خارجی بخوابد تا تورم بیشتر نشود شایسته نمایندگان و نخبگان ملت نیست. و مردم هم اگر  به سیره بزرگان خود عمل نمایند و بیش از نیاز خود خرید نکنند، تیر دشمنانشان به سنگ خواهد خورد.

 


ارسال شده در توسط باقر نیوز

، نوآوری یک اهل قلم یزدی با ویرگول ،

در سال نوآوری و شکوفایی یکی از فرهیختگان یزدی با ویرگول یک نوآوری را به نام خود ثبت نمود که جای بسی حرف و حدیث داشته و دارد. اما از آنجا که درباره این ویرگول چیزی بیان نشده بر خود لازم دیدیم که تکلیفی که از این بابت به گردنمان آمده اداء نموده و دیگران را نیز از تکالیف برآمده از آن مطلع نماییم. البته ویرگولها دارای مراتب و درجات مختلفی هستند از ویرگول بی اهمیت و کم اهمیت گرفته تا ویرگولهایی که جان و حیثیت آدمی هم در دست آنهاست. در دروس ادبیات فارسی نیز به اهمیت ویرگول اذعان و برای مثال این جمله گوشزد می شود.« بخشش، لازم نیست اعدامش کنید.» - « بخشش لازم نیست، اعدامش کنید.»  زمانی هم که ویرگولهایی با اغراض سیاسی به کار گرفته شوند از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار می گردند. اما موضوع این نوشتار ابداع ویرگولی است که علی الظاهر حساب شده در متنی جا داده شده و هزاران نسخه از آن نیز منتشر و 30/1/87 مجاناً در اختیار شهروندان یزدی بویژه تک تک نمازگزاران جمعه یزد قرار گرفت و از عجائب آن اینکه تاریخ انتشار آن جریده 31/1/87 بود و تاریخ توزیع آن 30/1/87 این ویرگول جدای از اینکه متن را دچار تغییر و تحول ویژه ای نموده، شاید محکی نیز بر همشهریان عزیز یزدی زده باشد تا میزان دقت نظر آنها را ارزیابی و برای مراحل بعد نیز از این نوآوری های فارغ از شکوفایی، از نوع دوم خردادی،  به سمع و نظرشان برسانند.

نمایش تصویر در وضیعت عادی                                      نمایش تصویر در وضیعت عادی                                    نمایش تصویر در وضیعت عادی

     اما جریان ویرگول مورد بحث از این قرار است که نامزد انتخاباتی دوم خردادی که مدعی پیروی از خط امام را داشته و دارد، در دور دوم، در رنگین نامه انتخاباتی اش به یاد امام خمینی(ره) افتاد و بخشی از فرمایشات امام راحل را در صفحه چهار (بشارت نو شماره 123) بدین شرح درج نمود: « در مجلس، اسلام، تنها کافی نیست. بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد.»

     لازم به ذکر است امام خمینی(ره) در 4/8/62  در جمع ائمه جمعه استانها، در باب انتخاب اصلح، برای نمایندگی مجلس دوم می فرمایند: « در مجلس، اسلامِ تنها کافی نیست. بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد.» آنچه که کاملاٌ واضح است در این فراز، حضرت امام(ره) منظورشان از « اسلامِ تنها » مسلمان تنهاست. همچنانکه در ادامه هم توضیح می فرمایند:« باید مسلمانی باشد که ...» لذا منظور معظم له هیچگاه دین اسلام نبوده و امام امت، قبل و بعد از همین فراز، سه بار کلمه « برای اسلام » و یک نوبت هم «تعهد به اسلام» را بکار برده که این مزید بر علت است.

     از آنجا که سال نکو از بهارش پیداست، مخترع عزیز یزدی در رنگین نامه شان فرمایش امام (ره) را اینچنین  نوشته اند: « در مجلس، اسلام، تنها کافی نیست.» ویرگولی که بین اسلام و تنها قرار داده شده چنین القاء می نماید که منظور امام راحل این است که دین اسلام برای مجلس کافی نیست!!؟ امامی که هنوز فریادهای نخستینشان در نهضت هست که برای اسلام و نجات اسلام فریاد زدند و تا آخر هم همین بود، امروز مدعیانی که خود را خط امامی معرفی نموده و خود را پیروز خط امام در یزد قلمداد کردند، چگونه با آن سفر کرده عزیز رفتار نمودند؟!! آیا این حرکت ظلم و جفا به امام خمینی(ره) نیست؟!!. اگر در زمان انتخابات این موضوع مطرح می شد می گفتند می خواهند که رأی نیاورد، ولی الآن چه؟ حالا که آقا به مجلس رفتند و برابر اصل 84 قانون اساسی در برابر ملت مسئولند، چه پاسخی برای این کارشان دارند؟

لابد اگر مسئله جدی شود خواهند گفت که اشتباه تایپی بوده!! همانگونه که مسبوق به سابقه دو خردادی هاست که در آن لوایح دوقلو، بر خلاف اصل 113 قانون اساسی رئیس جمهور را بالاترین مقام رسمی کشور معرفی نموده و پس از 45 روز آنرا به گردن تایپیست انداختند!! گیریم که آنها اهل حرف بودند و با نوشتن سر و کاری نداشتند، ولی شما که در این عکس انتخاباتی آنچنان قلم را به دست گرفته که  اهل قلم بودنتان را ثابت، و اگر عذری به میان آید، بلافاصله عذر بدتر از گناه را تداعی می نماید!!. براستی آن هواداران  با وفا و اهل قلم، همچون آقایان کلانتری و بیطرف و عارف و سفید و مرعشی و تابش و خانم ابتکار و ... که همگی برای حمایت پا در رکاب در یزد بودند، آنها هم متوجه ویرگول ابداعی نشدند؟!!    

     شاید کسی بگوید که ای بابا تو هم به چی چی گیر دادی؟ ،ویرگول، مردم هشتشون گرو 9 هه و .. اما همین    بی اهمیتی ها و ولش کن ولش کن ها در عرصه اجتماعی کار را به جاهای باریک می کشاند. آن قضیه مسافر حجازی را داریم که در شام، یکی ادعا کرد مرکبش(شتر) مال اوست و چند شاهد هم پیدا نمود. آنها نزد معاویه رفتند تا حکم صادر شود. مدعی به معاویه گفت: این ناقه از من است و شاهدان هم شهادت دادند و حکم به نفع مدعی صادر شد. موقعی که آن دروغ گو شتر را می برد، صاحب شتر به معاویه گفت: نگاه کن ببین مدرکش پیداست، این جمل است نه ناقه، معاویه هم از فرصت استفاده کرد و به آن مرد حجازی گفت: به امیرالمؤمنین بگو با مردمی به جنگت می آیم که فرق ناقه و جمل را نمی دانند. امروز هم چه بسا کم نداشته باشیم افرادی که از آن شامی ها بیشتر نمی فهمند. مگر افراد کج فهمی را نداشتیم که مدعی مبارزه با امپریالیسم بودند و به مبارزه با انقلاب اسلامی برخاستند و بر روی ملت و مسئولین اسلحه کشیدند و در نهایت به دامن امپریالیسم و دست نشانده اش صدام افلقی پناه بردند. آیا نفاق در همین افراد خلاصه می شد؟ آیا جریان نفاقی که سعی داشته چهره اش نمایان نشود در حال مبارزه با اسلام و نظام اسلامی نیست؟ چرا آنها را هنوز نشناخته و سدّ راهشان نمی شویم؟ بلکه...

      چگونه است که یک وزیر در غرب به واسطه اینکه مدرک محرمانه را در منزل معشوقه اش جای گذاشته، بلافاصله استعفاء می دهد!! چرا که هم خودش می فهمد که چه اشتباهی کرده و هم اگر بخواهد خود را به نفهمی بزند بلافاصله دیگران او را هشیار می کنند. اما چگونه است، که یکی پس از هشت سال پست ریاست جمهوری و در آستانه اجلاس 5+1 به دروغ، تهمت تروریست پروری را به جمهوری اسلامی ایران می زند (13/2/87) و آب از آب تکان   نمی خورد؟!! و هنوز بعضی از ما به عرق یزدی بودنش عکسش را بالا نگه داشته و به آن افتخار می کنبم!!؟ حال چه کسی می تواند این خوراک تبلیغاتی در دست دشمن را خنثی کند؟ اگر هم یکی بخواهد حرفی بزند بلافاصله طرفداران زنده باد مخالف، مدعی العموم را به صحنه کشیده و فریاد بر می آورند تشویش اذهان عمومی شد، نشر اکاذیب شد، وحدت به هم خورد، دیگری اعلام می کند بعضی در خانه دستگاه چاپ(پرینتر) دارند و...

  در همین مسئله کاملاٌ واضح که فرمایش حضرت امام(ره) کاملاٌ تحریف شده ببینیم چند نفر جداٌ از آقای نماینده یزد بازخواست نموده و ببینیم که با همت جمعی چگونه این تحریف جبران می شود. اگر بعضی از بادمجان دور قاب چینها بگذارند خطاها جبران شود. اتفاقاٌ نمونه اش را در 20/2/87 شاهد بودم که فردی که بعداٌ خود را معلم هنرستان شهید قندی یزد و از اهالی سرچشمه نامید، هنگامی که نماینده جدید یزد می خواست از درب ورودی مسجد ملا اسماعیل خارج شود، با صدای بلند گفت: باقری ولش کن خاتمی را چکارش داری و بلند بلند ادامه داد تا اینکه نماینده جدید هم متوجه صدای دلنواز این آقا معلم جوان شد و ضمن دست دادن با وی خوش و وشی کردند و ... تا این حرکات چاپلوسانه باشد بنا نیست که خطا روندگان جبران خطا نموده و آب رفته به جوی بازگردد.       10/3/87

                                                                                                              علی اصغر باقری

 


ارسال شده در توسط باقر نیوز
      در کنار تلخی ها شیرینی هایی هم وجود داشت  مقداری شلغم آنجا آورده بودند(تپه الله اکبر سنندج سال 59) اواخر مهر بود و صبح هوا کمی سرد من این شلغمها را در محل اتاق فرماندهی پختم و با به گوش کردن ایفونهای سنگرها داد داغتو گرمه بلبلی صبح تا پسینه بلبلی سر دادم که این برای بچه ها غیر منتظره بود و بعد از مدتی متوجه شدند که واقعاً شلغمی در کار است لذا ظرفهایشان را آوردند و سهم شلغم خود را گرفتند. 
   

ارسال شده در توسط باقر نیوز
     در اواسط مهرماه 59 یک روز بعد از نماز صبح با یکی از برادران بسیجی در سنگر انتهایی تپه الله اکبر سنندج نگهبان بودیم هوا گرگ و میش بود و اطراف تا اندازه ای دیده می شد. همسنگری خیلی چرتی بود و مرتب نشسته خواب می رفت و من او را بیدار می کردم. یک وقت گفت حالا که هوا روشن شده دیگر بروم بخوابم من هم مخالفتی نکردم و او به داخل سنگر استراحت رفت و خوابید چند دقیقه ای گذشت یکباره صدای انفجار بمب و به دنبال آن تیراندازی محدود ضد هوایی به گوش رسید بلا فاصله پشت تیربار ژ3 پریده و آنرا مسلح کردم یک وقت دیدم از سمت راست تپه هواپیمایی در ارتفاع بسیار پائین ظاهر شد من مقداری جلوی هواپیما را نشانه گرفته و تیراندازی را شروع کردم بلافاصله این هواپیما و دو هواپیمای پشت سرش چرخش به جپ نموده و در حالی که اوج می گرفتند به طرف تپه آمدند تا آنجا که راه داشت ته تیربار را پائین آورده و به طرفشان تیر اندازی می کردم بعد سر تیربار را بالا آوردم و به طرف اولین هواپیما که درست از بالای سرم به حالت مایل رسیده بود تیراندازی کردم که به علت اینکه تیربار فاقد قوطی قطّار فشنگ بود و کمکی هم نداشتم که نوار را بگیرد، هنگامی که تیربار به حالت عمودی در آمد نوار پاره شد و تیرها فقط به هواپیمای اولی گرفت و دو هواپیمای دیگر از آن مصون ماندند. چنان هیجانی شده بودم بلافاصله نوار گذاری کردم تا دوباره تیر اندازی کنم که پس از آماده شدن تیربار هواپیماها کاملاً از تیر رس خارج شده بودند بنده توانستم در ظرف چند ثانیه حداکثر استفاده را از تیربار ژ3 بنمایم. بچه ها که از انفجار بمب در فرودگاه و غرش هواپیما بیرون پریده بودند کفتند هواپیمای اولی باکش آتش گرفت و آنرا انداخت ولی من که در حال آماده کردن تیربار بودم این صحنه را ندیدم. متأسفانه این همه ضد هوایی که شبها شلیک می شد در این حمله هوایی دشمن همگی خاموش بودند و ضدهوایی فرودگاه هم یک رگباری زد و بعد گویا توسط هواپیمای دشمن زده شد. در سنگر منبع آب هم که کالیبر 50 مستقر بود با توجه به روشن شدن هوا نگهبان آنجا را رها و داخل سنگر اجتماعی رفته بود و آنها تا آمدند تیربار را مسلح و تیر اندازی را شروع کردند هواپیما از تیر رس خارج شده بود و تیرهای آنها بیهوده بود. من هم که توانستم تیرهای مؤثری اجرا کنم اقدامی بود که قبل از شنیدن صدای هواپیما و مشاهده آن انجام دادم زیرا صدای بمب و یک رگبار از سمت فرودگاه یقین کردم هواپیمای دشمن است. اگر چند ثانیه درنگ می کردم هواپیماهای دشمن از دستم رها می شدند. برایم جالب بود که هواپیمای دشمن اینقدر تزدیک بود که خلبان آنرا که کلاهی بر سر داشت را دیدم وبه سمتش تیر اندازی کردم. این سه هواپیما به طرف داخل کشور مسیر خود را ادامه دادند. اخبار ظهر، سقوط یک فروند هواپیمای دشمن را حوالی همدان اعلام کرد که نمی دانیم از اینها بوده یا خیر آسیبی که به یک هواپیمایی که مشاهده شد هم معلوم نیست از ناحیه تیربار ژ3 بنده بوده یا رگبار توپ 23 فرودگاه یا هردو.  
     البته یکی از آرزوهای بچه ها این بود که به طرف هواپیمای دشمن شلیک داشته باشند که به طور اتفاق این نصیب بنده شد. چند روز بعد که از این حادثه می گذشت در صبحی دیگر با همسنگر قبلی نگهبان بودیم هوا گرگ و میش و همان تیر بار ژ3 روبرویمان بود و ما کنار یکدیگر در انتهای سنگر روی بلندی نشسته بودیم وی همچون گذشته چرت می زد یک وقت دیدم فریاد کشید هواپیمای دشمن و خود را به طرف تیربار پرت کرد و آنرا مسلح نمود تا به سمت آن تیراندازی کند وی منتظر بود تا هواپیماها نزدیک شده و در تیر رس قرار بگیرتد تا تیر اندازیش را شروع کند. من هر چه نگاه کردم هواپیمایی را ندیدم جز چند کلاغ که از دور در حال پرواز بودند. به او گفتم نزن نزن اینها کلاغند!! البته میگهای عراقی نیز سیاهرنگ بودند و کلاغها تصویری از هواپیمای دشمن را در ذهن تداعی می کردند مخصوصاً به نگهبان چرتی که آرزویش زدن هواپیمای دشمن است و می خواهد قصور گذشته خود را به گونه ای جبران کند.

ارسال شده در توسط باقر نیوز

بسم ا... قاصم الجبّارین

« شکست سنگین اصلاح طلبهای مورد حمایت امریکا در انتخابات مجلس هشتم »

     پاییز سال 1359 که رژیم بعثی عراق قسمتهای وسیعی از کشورمان را اشغال نمود و رئیس جمهوری همدست با دشمن بر سر کار بود، در جنوب سوسنگرد زیر آتش سنگین در محاصره دشمن بودیم که همان موقع با خیانت بنی صدر گردان شهید اعلم الهدی توسط دشمن قتل عام شدند. گاهگاهی از دور نگاهم به یک درخت تنومندی در هویزه می افتاد و به خود می گفتم روزی می شود که زنده باشم و آزاد شدن هویزه را مشاهده کنم؟! و دیدیم که با مجاهدت و جوانمردی و استقامت دلیرمردان و شیرزنان این مرز و بوم به رهبری ابرمرد تاریخ امام خمینی(ره) و امدادهای غیبی خاک کشورمان از لوث وجود دست نشانده استکبار جهانی پاک شد و دیدیم که صدام افلقی و همدستانش به چه ذلت و خواری گرفتار شدند. و اگر نبود آن شهادتها و ایثارگری ها دشمنان غدار چیزی به نام ایران باقی نمی گذاشتند.

 

     روزگار دیگری را هم در سال 76 به اینطرف دیدیم که عده ای که خود را اصلاح طلب می نامیدند اینبار هم با توسل به دروغ و شعارهای فریبنده، دو قوه از قوای سه گانه کشور را به دست گرفتند و در اوج قدرت و سرمستی افرادی چون گری سیک مشاور عالی کاخ سفید را به کشور دعوت کردند و چه وعده ای به این نماینده دشمن خونخوار دادند که در بازگشت به امریکا اعلام کرد: کسانی در ایران بر سر کار آمدند که با اشاره ما آماده شلیک به ولایت فقیه هستند. و دیدیم که به دنبال آن غائله کوی دانشگاه آفریدند و می خواستند تظاهرات به سمت بیت رهبری کشیده شود و دیدیم که ترکیه اعلام همبستگی با شورشیان نمود و به صورت نمادین خاک کشورمان را در نوار مرزی بمباران کرد. کار به جایی رسید که حمایت های دشمنان جمهوری اسلامی ایران از اصلاح طلبان جنبه رسمی پیدا نمود و هر مسئول بلند پایه خارجی که به کشور وارد می شد این را با پر رویی اعلام می کرد!! بعضی از سران اصلاحات با کمال بی شرمی پیشنهاد نوشیدن جام زهر به رهبری دادند. اما آن رهبر فرزانه فرمودند دشمن بداند اینجا صلح امام حسن (ع) اتفاق نخواهد افتاد بلکه اینجا عاشورا تکرار خواهد شد.

 

     در این هنگامه ای که نامحرمان بر اریکه قدرت نشسته بودند و به قول خودشان هر نه روز یک بحران ایجاد می شد!!؟ و دشمن خارجی هم منتظر بهانه. تحلیل دشمن این بود که سرکرده اصلاحات نقش گورباچف را بازی نموده و زمینه فروپاشی جمهوری اسلامی ایران را فراهم کرده و باید یلتسینی پیدا نمود که کار را یکسره کند!! اما غافل از اینکه اینجا ایران بود نه شوروی، رهبری الهی ما نگذاشت این توطئه دشمن عملی شود. عده ای از اصلاح طلبان خبیث نیز با هتاکی های فراوان به مقدسات و ارزشها می خواستند قرعه یلتسین بنامشان در آید!!؟ در زمانی که دشمن متوجه شد یلتسینی در داخل نمی شود دست و پا کرد و شاید اصلاح طلبها از اریکه قدرت به زیر آیند، لذا به بهانه مبارزه با صدام و طالبان عراق و افغانستان را اشغال نمود تا در صورت مساعد شدن زمینه داخلی، به نفع اصلاح طلبان وارد عمل شود!؟ در این روزگاران سیاه و تلخ تر از زهر که به مراتب از مواجهه با صدامیان سخت تر بود و آزادگان فهیمی که سالها در اسارت زیر شکنجه جلادان بعثی بودند اذعان می کردند رنجی که در این دوران    می کشیم در اسارت نکشیدیم. به خود می گفتم آیا روزی می آید که شکست و رسوایی اصلاح طلبهای امریکایی را ببینیم؟

 

   ( البته در این دوران به سهم خود وظیفه می دانستیم که نگذاریم نظام جمهوری اسلامی ایران توسط عده ای جاهل یا عالم قدرت طلب تضعیف گردد، لذا به استناد اصل هشتم قانون اساسی در حد توان و با هزینه شخصی نسبت به روشنگری نوشتاری اقدام می کردم که غالب مخاطبین موافق، و مخالفین سرسختی همچون مسئولین اصلاح طلب و هوادارانشان داشتم. یک نوبتش استاندار وقت آقای کلانتری و آقای ح به نمایندگی از ستاد نماز جمعه از بنده به اتهام واهی اخلال در نظم عمومی و نشر اکاذیب شکایت کردند!! که با قرار وثیقه همراه بود (مهرماه 1383) در آن شرایط دشوار و نگرانی از وضعیت موجود جامعه تفعلی به قرآن زدم با تعجب دیدم آیه 11 سوره انسان آمد. بسیار مسرور شدم. علی رغم فشارهای استاندار و... قاضی منصف قرار منع تعقیب صادر نمود.)

   

     در انتخابات مجلس هفتم و به دنبال آن انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 اوضاع کاملاً عوض شد و سروری مضاعف بوجود آمد و اصلاح طلبهای مورد حمایت امریکا دستشان از قدرت کوتاه شد و هم اکنون نیز مجلس هشتم با اکثریت 70 درصدی اصولگرایان و 15 در صدی مستقلها و 15 درصدی اصلاح طلبها شکست سنگینی بر احزاب پوشالی مورد حمایت امریکا وارد شده و شکر گزاریم که زنده بودیم و دیدیم ذلت و رسوایی سرکرده اصلاحات را که در هنگامه قدرتش حتی قداست مذهب رسمی کشور را رعایت نکرد و با آن بازی نمود و به طور غیر مستقیم موکلینش را به تأیید سقیفه واداشت!! که سخن وی(خرداد 80) دستمایه ای برای تمسخر شیعیان در جهان گردید!.

 

     اما در یزدی که به دارالعباده معروف است چیز دیگری اتفاق افتاده!!؟ اصلاح طلبها دست در دست یکدیگر و با به صحنه آوردن تمامی ساز و کارهایی که در اختیار داشتند اعم از هزینه کردن از نام سرکرده اصلاحات و به صحنه آوردن همسر مرحوم خاتمی و ... نامزد مورد نظرشان را از صندوق بیرون آوردند!!؟ و هم اکنون دارالعباده کسی را به خانه ملت می فرستد که در یزد احراز صلاحیت نشد. دارالعباده کسی را به خانه ملت می فرستد که پیشاپیش دستش را در برابر غرب بلند نموده و در نطق انتخاباتی اش در دانشگاه یزد گفته: اگر نفت ما را نخرند مجبوریم دستهایمان را بالا ببریم!!؟ اگر چه این سخن به ظاهر کم اهمیت و مضحک به نظر می رسد ولی درون آن حاوی پیام عمیق سیاسی است و پس از این کلام بود که مرعشی ها و تابشها سرازیر یزد شده و حمایتها آب و رنگ دیگری گرفت. دارالعباده فردی را به خانه ملت می فرستد که سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب حامی و پشتیبانش هست!!؟ سازمانی که یکی از اعضایش به نام آغاجری آن اهانتها را به ائمه اطهار علیهم السلام نمود و سازمان از تبری جستن از این عضوش خودداری کرد. سازمانی که سعی در پوشاندن جنایت کشمیری قاتل شهید رجایی و باهنر داشت و برایش جنازه درست کرده و شهیدش نامیدند و از کشور فرارش دادند. براستی کسی از نامزد راهیافته به مجلس پرسیده که عضو سازمان مجاهدین انقلاب هست یا خیر؟

 

    دارالعباده فردی را به مجلس می فرستد که حزب مشارکت همچون شیرزادها حامی و پشتیبانش هستند حزبی که مورد عنایت خاص امریکاست. دارالعباده فردی را به خانه ملت می فرستد که حزب کارگزاران با سخنرانی مرعشی در ستاد انتخاباتی اش از وی حمایت نمود!! حزبی که بر همه آرمانهای انقلاب اسلامی خط کشید و لیبرال دمکرات بودن خود را رسماً توسط مرعشی اعلام کرد. دارالعباده فردی را به خانه ملت می فرستد که حمایت رد صلاحیت شده هایی چون کلانتری و رضوی و قدرتمندانی چون سپیدها را داشت. دارالعباده فردی را به خانه ملت می فرستد که حزب اعتماد ملی از او حمایت کرده حزبی که گهی بر نعل و گهی بر میخ قدرت را جستجو می کند اگر چه با وعده 50 هزار تومان باشد. دارالعباده فردی را به مجلس می فرستد که حامیانش چشم دیدن دولت به شدت خدمتگزار و اصولگرا را ندارند و هیچ توجهی هم به فرمایشات مقام معظم رهبری در حمایت های مخصوص از این دولت نمی کنند. دارالعباده فردی را به مجلس می فرستد که یک روز اعلام می کند اصلاح طلب نیست روز بعد گفته اش را تکذیب می کند و باز که از او می پرسند از پاسخ طفره می رود. دارالعباده فردی را به خانه ملت می فرستد که افتخارش این است احزاب نامبرده از او حمایت کرده و در رنگین نامه انتخاباتی اش اعلام می نماید.

 

     دارلعباده کسی را به مجلس می فرستد که حمایت سرکرده اصلاحات از او به صورت گسترده و غیرقانونی به عنوان سمبل حمایت انتخاباتی صورت گرفت و عکسهای وسیعی از تشکیک کننده حادثه غدیر در سطح شهر پخش گردید. همان اصلاح طلبی که در آذر ماه سال 1377 فریاد زد هر کس به قانون اساسی تن ندهد یاغی است و او را به هر صورتی که هست باید به نظم آورد، ولی با حیرت دیدیم که در چهار سال پیش همین آدم در اقدامی کاملاً خلاف قانون اساسی و شرم آور، فرمان تعطیلی انتخابات مجلس هفتم را از طریق خروس بی محل در وزارت کشورش صادر نمود و با کمال پر رویی اعلام رسمی شد!!؟ تا به خیال خام خودش با تعطیلی مجلس ادای مصدق را در آورده و بحران بزرگی را در واپسین لحظات قدرتش بر جمهوری اسلامی ایران وارد نماید!!؟ این توطئه خائنانه با موضع گیری صریح مقام معظم رهبری خنثی گردید. جالب است که همان خروس بی محل دولت اصلاحات این روزها نیز اظهار وجود کرده و گفته است آیت ا... مصباح یزدی در مسیر و خط امام راحل نبوده!!

  

     اما آن کسی که دارالعباده به مجلس می فرستد بخواهد یا نخواهد در برابر تمام ملت مسئول بوده و باید به سوگندی که در بدو ورود به مجلس می خورد پای بند باشد و مردم حوزه انتخابیه با دقت بیشتری حرکات او را دنبال می کنند. نماینده دارالعباده همانطور که در سوگندش آمده باید پاسدار حریم اسلام و آن هم اسلام ناب محمدی(ص) باشد نه اسلام امریکایی که احزابی چون مشارکت، مجاهدین، کارگزاران و امثالهم از آن می گویند. همچنین نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی و مبانی جمهوری اسلامی ایران باشد. یکی از دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی ایران وجود شورای محترم نگهبان است که با نگاه به اصل چهارم قانون اساسی عظمت آن کاملاً مشخص است. نماینده دارالعباده باید امانتدار، امین و عادل در انجام وظایف وکالت باشد و اگر بخواهد با سوء استفاده از موقعیت، در جهت پس دادن وام انتخاباتی، نظرات احزاب مورد حمایت امریکا را در مجلس شورای اسلامی دنبال نماید در امانت خیانت نموده و توسط آحاد مردم قابل استیضاح ست. نماینده دارالعباده باید به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پای بند باشد. همان استقلالی که در اصل نهم نیز از آن یاد شده، اعتلای کشور هم به ایستادگی در برابر زیاده خواهی های استکبار جهانی است نه اینکه جلو جلو اعلام شود اگر نفتمان را نخرند دستهایمان را بالا می بریم!!؟  کسانی که دستشان را در مقابل امریکا و مستکبرین بالا کردند چه نفعی بردند؟  نماینده دارالعباده باید به آزادی مردم و تأمین مصالح آنها بیندیشد. همان آزادی که در اصل دوم و نهم تعریف شده و مصلحت هم همان چیزی است که در راستای سیاستهای کلی نظام باشد نه سیاستهای احزاب و افراد حامی انتخاباتی. نماینده دارالعباده باید یکرنگ بوده و چون آن سرکرده اصلاحات نباشد که شعارش زنده باد مخالف و عملش سرکوبی منتقدین با ابزارهای مختلف بود. 

 

      سخنی هم با خودمان که از اهالی دارالعباده هستیم. اگر سیری گذرا بر تاریخ داشته باشیم خواهیم دید که آن انحراف بزرگ در سقیفه یک انتخاب بود که با بی تفاوتی بسیاری مهر تأیید خورد و آن بر سر اسلام و مسلمانان آورد که می بینیم، گناه کار آنها چه اندازه است؟!! یکصد سال پیش نهضت عدالتخانه ملت ایران با پلوهای سفارت انگلیس به مشروطه انگلیسی تبدیل و رهبر نهضت به چوبه دار آویخته و به دنبالش استبداد رضاخانی برپا گردید... در عراق چهل و اندی سال پیش عده ای با یکدست چلوکباب و نوشابه در حمایت از حزب بعث تظاهرات می کردند و این چلوکبابها صدام شد و آن آلام و رنجهایی که دیده و می بینیم. و امروز نیز آن پولهای امریکایی که در زمینه های مختلف از جمله در حمایت از اصلاح طلبان هزینه و بسیاری برای اینکه فلانی پول خوب می دهد برایش تبلیغ کردند، تقّ آن یک روزی در آمده و دامن ما را خواهد گرفت. و اما از آنجا که به فرموده امام راحل مجلس در رأس امور است و آن همه سفارشات در وصیت نامه سیاسی الهی درباره انتخاب بهترین ها، از خودمان و دارالعباده ای ها می پرسیم این همان اصلحی است که امام خمینی (ره) سفارسش کرده و رهبری در یزد فریادش را زدند؟!!  

 

                                                                    علی اصغر باقری        والسلام علی عبادا... الصالحین  12/2/1387

 


ارسال شده در توسط باقر نیوز
     مهرماه 1359 شبها که هواپیماهای عبوری دشمن از آسمان سنندج می گذشتند یا اعلام وضعیت قرمز که می شد بی حد و حساب قبضه های ضد هوایی و سلاحهای کالیبر 50 تیر اندازی می کردند که این مسئله تا اندازه ای مشکوک به نظر می رسید زیرا لزومی به این همه تیراندازی نبود و تیرها به هواپیماها که در ارتفاع بالایی بودند نمی رسید. برای این دو احتمال وجود داشت یکی اینکه با نفوذی که دارو دسته بنی صدر داشتند می خواستند مهماتها بدین صورت مصرف شود و دیگر اینکه با شروع جنگ یک نوع دستپاچگی ایجاد شده بود و کسانی که سالها پای قبضه تیراندازی نکرده بودند علاقه به تیراندازی داشتند. خلاصه صبح که می شد قبضه کالیبر 50 که نزدیکی ما بود اطرافش پر از پوکه بود که تعدادی را برای یادگاری بر می داشتیم.

ارسال شده در توسط باقر نیوز
<      1   2   3   4   5